اَلا بِذِکْرِالله تَطْمَئنِ القُلوبْ

کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم.... چرا!

کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم.... چرا!

تفسیر عامیانه:

کوه که هیچ وقت جابجا نمی شه و چشم هم نداره که اطرافیانش رو ببینه

اما آدم، هر جا بری دنیا اونقدر کوچیکه که دوباره تو یه کوچه همدیگه رو می بینیم!

 

تفسیر عاشقانه:

کوه نمادی از غرور و تکبره که مسلما تا وقتی کسی متکبر و مغروره اجازه نزدیک شدن کسی رو به خودش نمی ده!

آدم که نمادی از رویای عشق ازلیه زمانی که به نهایت آدمیت و خلوص در صفاتش می رسه خودش رو در کنار یار می بینه!

 

تفسیر کاسبانه:

کوه نمادی از سلطه و غرق در مادیات است، در اصل بیدی نیست که با این بادها بلرزه، یا همون ضرب المثل معروف "توپ تکونش نمی ده"

ولی آدم: نمادی از ضعف" یه لا قبایی" که تا بخواد تکون بخوره به یه آدم دیگه یا همون طلبکار بر می خوره!

 

تفسیر شاعرانه:

کوه نمادی از مقاومت و پر رویی است، سماجت و گستاخی از هر وجبش فریاد می زنه! مطمئنا هیچ گاه دو کوه با این نوع نگاه به هم برخورد نخواهند کرد، چون اساسا اونقدر کامل هستن که به تنهایی می خوان به آسمان برسن!

آدم یا همان موجود نیمه ونسبی، بر عکس کوه همش احساس ضعف و تنهایی می کنه و داره دنبال یه نیمه دیگه می گرده و ...

 

تفسیر پست مدرنانه(البته هدفمند شده):

کوه چون در فضایی زندگی می کنه که از هر گونه تراکم و مالیات و ترافیک به دوره،فضای زیادی داره برای سکونت، به همین دلیل مصرف انرژیش بالاست و البته اونقدر محل زندگیش بزرگ هست که نخواد جابجا شه که حالا تبعاتش باعث برخورد با یه کوه دیگه شه! حالی براش نمی مونه برای جابجایی!

آدم که بر اثر کم بود بنزین و کوچولو بودن خیابونا و خونه ها و رفت و آمد موتوری ها تو پیاده رو، مجبوره بره یه لونه مرغ وسط شهر بگیره البته فکر خرید رو نکنین! اجاره می کنه! تازه اونم تو آپارتمان نوساز 80واحدی با زیر بنای کلی 250متر مربع 5 طبقه +3 طبقه زیر زمین بدون پارکینگ و انباری، که همیشه آسانسورش خرابه و بوی سیر سرخ کرده تو راه رو هاش رژه می ره! مطمئنا تا در خونشو باز کنه به یه آدم دیگه می رسه!

   + محمد معینی ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات ()