اَلا بِذِکْرِالله تَطْمَئنِ القُلوبْ

وقتی محرم از راه میرسد

 

عکس های ماه محرم و روز عاشورا

کم کم بوی محرم می آید. بوی غربت و غریبی. بوی آتش و چادر سوخته. صدای گریه و ناله.

نمی دانم چه سرّی است در این محرم که با آمدنش شراب خورها هم نماز خوان می شوند. نمی دانم چه سرّی است در این محرم که با آمدنش سخت دل ترین آدمها هم مثل ابر بهار گریه می کنند. نمی دانم چه سرّی است در این محرم که مردم در آن حوائج خود را در مجالس عزای حسین (ع) می گیرند آن هم از دست کودکی شش ماهه. نمی دانم چه سرّی است در این محرم که با آمدنش همه جا بوی غم میگیرد. نمی دانم چه سرّی است در این محرم که باید بعد از رمضان و ذالحجه باشد. گویی خدا این گونه خواسته که در رمضان ما را پاک کند و بر سر سفره خود مهمان کند و در ذالحجه در خانه اش را به روی ما باز کند و کفن پوش آماده قیام در راه حسین (ع) کند. آدم یاد روز محشر می افتد. به هر حال خدا خواسته که ما را با بدن و قلب پاک پای سفره عزای حسین (ع) بنشاند. چه منزلتی در پیشگاه خدا داری که این گونه خواسته؟ منزلت تو از آن است که خود را برای خدا خالص کردی و تنها برای رضای او گام برداشتی و حتی در موقع جان دادن هم رضای او را طلب کردی.

http://karandesh88.blogfa.com/

   + محمد معینی ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۱
comment نظرات ()