اَلا بِذِکْرِالله تَطْمَئنِ القُلوبْ

پس کی به ایران حمله میکنی +عکس

پس کی به ایران حمله میکنی +عکس

   + محمد معینی ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

اهمیت فرستادن صلوات همراه باجمله عجل فرجهم

شما منتظر باشید من هم از منتظرانم

(سوره انعام آیه 158)

 

جانم فدای شما یا صاحب الزمان(عج) که در میان ما به صورت ناشناس زندگی می فرمائید و از بین ما خارج نیستید

 دعای ندبه

                          «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٦:۳٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

چهره‏ دنیا در نگاه امام علی (ع)

هر مسلمانی با نگاه به برخی از کلمات قصار و حکمت های ،نامه ها و خطبه های  نهج البلاغه  و یا هر انسان آزاده و منصفی با مطالعه در تاریخ  به این میرسد که در آئینه‏ی پاک چشمان امام علی علیه‏السلام تنها جمال حق تعالی پیدا و در دل روشن و مطهر آن بزرگوار فقط حضور حضرت حق حاضر و ناظر بود. به همین دلیل می توان گفت ، هر چه غیر از خدا باشد در چشم و دل امام علی (ع) بی‏ارزشترین و خوارترین است، اگر چه دنیا باشد.

 

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

عکس: دیدار دانش‌آموزان با رهبر معظم انقلاب

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

ده‌ها حدیث‌و روایت درباره عظمت‌پیامبر(ص)

پیامبر اکرم (ص) به سبب رحمت و فیض الهى به چنان محبت و ملایمتى در هدایت و مدیریت خود دست یافته بود که به سبب آن، شگفت‏آسا موانع هدایت و اداره جامعه‏اى دچار تشتت و مشکلات فراوان، رفع و مقتضیات رشد و کمال آن فراهم شد. اگر رسول خدا (ص) سخت‏دل و تندزبان بود، هر آینه امتى فراهم نمى‏شد و مردمان از گرد او پراکنده مى‏شدند؛ به تعبیر محمد ابوزهره: “خوى نرم پیامبر بود که قلب‏ها را جذب کرد و الفت بخشید و جان‏هاى گریزان را گرد آورد.” (الوحده الاسلامیه / 79)ده‌ها حدیث‌و روایت درباره عظمت‌پیامبر(ص)

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

بیست حدیث در مورد شهید و شهادت

بالاترین نیکی ها
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.
رسول خدا(ص) می فرماید :
بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.
بیست حدیث در مورد شهید و شهادت

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

چهل حدیث نورانی از پیشوای یازدهم

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) می فرمایند:
1.پرهیز از جدال و شوخى
«لا تُمارِ فَیَذْهَبَ بَهاؤُکَ وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأَ عَلَیْکَ.»:
جدال مکن که ارزشت مىرود و شوخى مکن
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1111111110/11074.jpgکه بر تو دلیر شوند.

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

عشق

   عشق

چگونه می توان با رفتن به سطحی از آگاهی عشق خود را پاک و خالص گردانیم؟ ....

 

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

عکس هایی زیبا از قــــــــــــرآن کریم

در این گالری عکس هایی از قرآن کریم به نمایش گذاشته شده است

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

تصویر متفاوت از مسجدالحرام

تصویر متفاوت از مسجد الحرام

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

نام علی (علیه السلام) در کجای قرآن است؟

   نام علی (علیه السلام) در کجای قرآن است؟

درمورد امیرالمؤمنین علیه السلام پرسشی که بسیار مطرح می شود این است که چرا نام آن حضرت در قرآن نیامده است؟ چرا با وجود این که امیرالمؤمنین...

 

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

امیرالمؤمنین علیه السلام از دیدگاه قرآن

 

  امیرالمؤمنین علیه السلام از دیدگاه قرآن

شیعیان به راحتی می پذیرند که ذوات مقدس ائمه اطهار علیهم السلام و همچنین حضرت زهرا علیها السلام با دیگران تفاوت زیادی دارند. خدای متعال...

 

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

اوصاف ماه مبارک رمضان در آئینه کلام معصومین(علیهم السلام)

  اوصاف ماه مبارک رمضان در آئینه کلام معصومین(علیهم السلام)

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای سال قمری عربی است . در قر آن کریم از ماههای سال قمری ، جز ماه رمضان نام هیچ ماه دیگری نیامده است (1)...

 

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

مسلمان واقعی

  مسلمان واقعی

مسلمان واقعی ان نیست که مدعی مبارزه با شیطان و نفس خویش است و به خود وعده می دهد که بی حساب به بهشت خواهد رفت .مسلمان واقعی آن است...

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

رمضان و شیطان

رمضان و شیطان

1- هدف خداوند از آفرینش انسان، رساندن او به کمال است.2- تبلور کمال انسان، در شناخت خداوند است و معرفت، در گرو عبادت اوست. خداوند خود...

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

چرا نماز بخوانیم؟

چرا نماز بخوانیم؟

براستی چرا باید نماز خواند؟ این سوالی است که خیلیها به آن دچارند حتی نمازخوانها! متن زیر را بخوانید تا روشن شوید.

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ۳:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

شیوه روزه گرفتن رسول اکرم ص

شیوه روزه گرفتن رسول اکرم ص

* از جمله آداب و سنن آن حضرت در روزه گرفتن آنست که صاحب فقیه به سند خود از محمد بن مروان نقل کرده که گفت: از امام صادق (ع) شنیدم که...

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

امیرالمؤمنین على (علیه السلام) در یک نگاه

امیرالمؤمنین على (علیه السلام) در یک نگاه

کنیه امام على (علیه السلام) آن حضرت را به دو کنیه ابو الحسن و ابو الحسین نامیده‏اند.امام حسن (علیه السلام) در حیات پیامبر پدرش...

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

"جایگاه ادب از دیدگاه یک ریاضیدان"

روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند...او در جواب گفت :

اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک میدهیم...1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 100

اگر دارای اصل و نسب هم باشند 3 تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 1000

ولی اگر زمانی اخلاق (عدد 1) رفت ؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند : 000

و صفر هم به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد و این یادآور کلام حکیم ارد بزرگ است که می گوید : نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران .

   + محمد معینی ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

"جایگاه ادب از دیدگاه یک ریاضیدان"

روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند...او در جواب گفت :

اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک میدهیم...1

اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10

اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 100

اگر دارای اصل و نسب هم باشند 3 تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 1000

ولی اگر زمانی اخلاق (عدد 1) رفت ؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند : 000

و صفر هم به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد و این یادآور کلام حکیم ارد بزرگ است که می گوید : نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران .

   + محمد معینی ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

مسأله حضرت بقیه‌الله‌الاعظم، مهدی موعود(عج)

مسأله حضرت بقیه‌الله‌الاعظم، مهدی موعود(عج)، یکی از بارزترین و بدیهی‏‌ترین مسایل اسلامی و مورد تأئید و اعتقاد همه مسلمانان به ویژه شیعیان است، زیرا صدها آیات قرآنی و روایات نبوی این مسأله با اهمیت را به‌طور گسترده و مبسوط عنوان و مطرح ساخته‏‌اند و جزئیات آن را با بیاناتی دقیق و روشن، ذکر کرده‌‏اند، به‌طوری که ابهامی برای کسی باقی نگذاشته‌‏اند..

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

ماجرای کفن حضرت خدیجه(س) چه بود؟

حسن رسولی استاد و پژوهشگر عرفان دانشگاه صنعتی شریف، به مناسبت سالگرد وفات همسر با وفای پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه کبری(س)، طی سخنانی به ابعاد شخصیت حضرت خدیجه(س) و ... پرداخت که در پی می‌خوانید.

ادامه مطلب
   + محمد معینی ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

پیامبر(ص) چه کسانی را لعنت کرد؟

حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(ص) فرموده است: «من هفت کس را لعنت می‌کنم، که هم خدا لعنت‌شان کرده، و هم هر پیغمبر مستجاب‌الدعوه‌ای پیش از من».

از ایشان پرسیدند: «یا رسول‌الله! آن‌ها چه کسانی هستند؟».

ایشان فرمودند: «۱- کسی که چیزی به کتاب خدا بی‌افزاید، ۲- کسی که قضا و قدر را تکذیب نماید، ۳- کسی که با سنت و روش ‍من مخالفت کند، ۴- آن‌که به عترت من تعدی نماید، ۵- هرکه سلطنت را به زور بگیرد، تا عزیزان خدا را ذلیل، و ذلیل‌های او را عزیز گرداند، ۶- جباری که اموال عمومی مسلمانان را به نفع خود ضبط کند، ۷- کسی‌که حرام خدا را حلال شمارد، و یا حلال او را حرام کند».

 

 

 

 

   + محمد معینی ; ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

امام(ره) و حجاب اجباری !

آیا امام با حجاب اجباری موافق بودند؟

این روزها یکی از بحث هایی که بسیار مطرح می شود این است که حجاب در کشور ما نباید اجبار می شد و بعضی هم می گویند امام (ره) با اجبار حجاب مخالف بودند .

این مقاله دلیل اجباری شدن حجاب را از دیدگاه بنیانگذار انقلاب بیان می کند: ممکن است تعرض به زن ها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسى حق تعرض ندارد و اینگونه دخالت ها براى مسلمان ها حرام است، و باید پلیس و کمیته‏ها از اینگونه جریانات جلوگیرى کنند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، اجبار حجاب بانوان در اداره ها و سطح کشور را از اولویت های برنامه های فرهنگی نظام قرار دادند و ذره ای در این امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا که بی حجابی و بی بندوباری را به حق ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی کشیدن نسل کشورها می دانستند.

بنابر این از همان روزهای اوّل انقلاب به مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی حجابی نهیب زدند: «الآن وزارتخانه‏ها- این را مى‏گویم که به دولت برسد، آنطورى که براى من نقل مى‏کنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زن هاى (بى حجاب) بیایند، زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» صحیفه نور ج‏6 329

ما نمى‏توانیم و اسلام نمى‏خواهد که زن به عنوان یک شى ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند . امام خمینی (ره) چادر را حجاب برتر می دانستند و در خاطره یکی از همراهان امام راحل در «نوفل لوشاتو » می‌خوانیم: «در مورد حجاب هم وقتی از فرانسه آمدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم. یک بار در مهران، پایم صدمه دید و من با عصا و با همان مانتو و شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم. امام فرمودند: اگر چادر ندارید، بگویم احمد برایتان بخرد. عرض کردم: نه حاج آقا! چون به کوه می‌رفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم باید سه‌پایه تیربار را روی دوش می‌گرفتم، چادر سرکردن برایم دشوار بود. فرمودند: چادر برای زن بهتر است. من از آن روز چادر سر کردم.»

حجاب چادر روسری پوشش اسلامی دختران زنان زن مو مانتو حضرت امام(ره) راحل اگر چه چادر را حجاب کاملی می دانستند ولی پوشش های مشابه چادر ـ مانند مانتو گشاد ـ که موجب مفسده نمی شود را نیز کافی می دانستند و قائل بودند که اگر قرار باشد پوشش بانوان همراه با مفسده و خلاف اخلاق باشد باید از آن در جامعه جلوگیری شود همانطور که در پاریس در پاسخ خبرنگاران و بانوان محجبه ای که درباره میزان حجاب در ایران از ایشان سؤال کردند؛ فرمودند: «آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن مى‏تواند هر لباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمى‏توانیم و اسلام نمى‏خواهد که زن به عنوان یک شى ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند .»صحیفه نور ج‏5 294 «

حجاب ایران، حجاب اسلام ، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لکن یک جهات خارجى گاهى در کار هست. به طورى که یک مفسده‏اى باشد، یک اختلاف اخلاقى بشود، یک- عرض مى‏کنم- چیزهایى باشد، البته آن وقت باید جلوگیرى بشود ؛اما اگر نباشد اینطور، و ساده باشد و مثل سایرین با سادگى باشد، نه بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.» صحیفه نور ج‏3 499

به فرموده مقام معظم رهبری ، حضرت امام (ره) تنها بانی بازگرداندن حجاب پس از کشف حجاب به ایران بودند چنانچه ایشان فرمودند: «امام (ره) آن مرد شجاع و بی نظیری بود که مسئله حجاب را به این مملکت برگرداند. هیچ کس دیگری غیر از امام نمی‌توانست این کار را بکند اینهم یکی از اختصاصات امام. اگر غیر از امام هر کس دیگر بود از همین آقایان، بزرگان، عرض می‎کنم که مقدسین علماء، چه وچه و چه، هیچکس جرأت نمی‌‎کرد که بگوید مردم باحجاب بیایند بیرون، امام همان ماه های اوّل پیروزی انقلاب گفتند باید مردم با حجاب بیایند.» (سخنرانی در جمع فرماندهان سپاه ـ 14/12/76 )

به فرموده مقام معظم رهبری ، حضرت امام (ره) تنها بانی بازگرداندن حجاب پس از کشف حجاب به ایران بودند البته ایشان نیروهای انتظامی را برای برخورد با مظاهر بی حجابی ارجح می دانستند و در مقطعی که عده ای نفوذی و یا ناآگاه به بهانه مبارزه با بی حجابی و بد حجابی در معابر عمومی به ضرب وشتم زنان و دخترکان اینچنینی پرداخته بودند در پیامی چنین تصریح کردند: بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏ ممکن است تعرض به زنها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسى حق تعرض ندارد و اینگونه دخالت ها براى مسلمان ها حرام است، و باید پلیس و کمیته‏ها از اینگونه جریانات جلوگیرى کنند. روح اللَّه الموسوى الخمینى صحیفه نور، ج‏12، ص: 502 حجاب،چادر

امام(ره) راه حل کشف حجاب و ایجاد اقلیتی از زنان و دخترکان خیابان گرد را از بزرگترین خیانت های رژیم طاغوت می دانستند و آنرا از جنایات بزرگ رضا شاه می خواندند که باید در نظام اسلامی با آن مقابله شود و می فرمود: «آن شقىّ جنایتکار( رضا قُلدر) دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود و به جاى اینکه نیمى از جمعیت ایران را فعال کند آن نیم دیگرى هم که نیمه مردان بود به‏طور بسیار زیادى از فعالیت انداختند و این عروسک هایى که درست کردند و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابان ها راه انداختند، آنهایى که در ادارات بودند، سایر افرادى که در ادارات بودند را هم از کارهاى خودشان بازداشتند و آنهایى که در خیابانها رها بودند، جوان هاى ما را به فساد کشاندند و فعالیت جوان هاى ما را از دست آنها گرفتند.» صحیفه نور ج‏17 59

و در یک کلام، حضرت امام (ره)برای حفظ ارزش بانوان و به بازی گرفته نشدن شخصیت آنان در جامعه بر حجاب تأکید می کردند.و می فرمودند: «و البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزش هاى شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است که، آن ارزش هاى واقعى که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‏هاى شیطانى یا دست هاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مى‏شدند اینها، این ارزشها زنده بشود.»

   + محمد معینی ; ٥:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

حجاب زینت برتر

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً .

ای پیامبر ! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو جلبابهای خود را برخویش فرو افکنند(نزدیک خود سازند)، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (‌و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنان سر زده ، توبه کنند ) خداوند همواره آمرزنده مهربان است.

سوره احزاب آیه 59

مفسران و اهل لغت، براى جلباب سه معنى ذکر کرده‏اند:
1- ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى که از روسرى بلندتر است و سر و گردن و سینه‏ها را مى‏پوشاند.
2- مقنعه و خمار (روسرى).
3- پیراهن گشاد.
گرچه این معانى با هم تفاوت دارند ولى قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشاند. اما بیشتر به نظر مى‏رسد که منظور، پوششى است که از روسرى بزرگتر و از چادر کوچک‏تر است.
بنابراین نمى‏توان گفت که جلباب منحصرا بر چادر دلالت دارد. ولى اگر کسى بتواند به شکل صحیح از چادر استفاده کند، مسلما چادر حجاب برتر است زیرا حکمت‏هاى حجاب در چادر بیشتر یافت مى‏شود، گرچه پوشیدن چادر واجب نیست .

خواهرم! پوشش دینی از قداستی خاص برخودار است. پس مباد که آن را در شمار جامه های دیگر انگاری و سلامت و سادگی این خلعت دینی را به مدل ها و زواید مهیج آلوده سازی که لباس های غیرشرعی همواره اولین دریچه انحراف را تشکیل داده اند و پوشیدگی زن همواره خاکریز بزرگی در برابر موج وسوسه ها و کج روی ها بوده است .

زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل‏انگار و بى اعتنا نباشید

   + محمد معینی ; ٥:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

وقت طلا نیست


بحث مدیریت زمان سال هاست که ذهن افراد و صاحب نظران گرایش هاى مختلف خصوصاً علماى مدیریت را به خود مشغول کرده است و تاکنون دوره هاى آموزشى و سمینارهاى تخصصى فراوانى در رابطه با مدیریت زمان برپا شده است اما سؤالى که مطرح است این است که آیا واقعاً ما توانسته ایم بر زمان احاطه پیدا کرده و آن را تحت کنترل خود درآوریم؟
مفهومى که در مدیریت زمان همگان از آن غافل مانده اند این است که ما باید خود را اداره کنیم نه زمان را. زیرا در حقیقت زمان اداره ناشدنى است و در حال گذر است و این ما هستیم که باید از زمان به درستى استفاده کرده و از آن بهره ببریم. بنابر نظر برخى از علماى مدیریت، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است و جالب است بدانید که مهارت هایى که ما براى اداره کردن دیگران نیاز داریم همان مهارت هایى است که براى اداره کردن خود به آن نیازمندیم و از آنها بهره مى بریم مانند توانایى هاى مدیریت و برنامه ریزى، رهبرى کنترل، مدیریت منابع و غیره.
شناخت درست و به موقع عواملى که وقت ما را هدر مى دهند بسیار مهم است چون بدین ترتیب راه درمان بیمارى اتلاف وقت را کوتاه خواهیم کرد. بد نیست اندکى با خود تأمل کرده و از خود بپرسیم که وقت روزانه ما صرف چه امورى مى شود؟
شما به طور قطع مقالات و کتب فراوانى را در رابطه با مدیریت زمان مطالعه کرده اید اما ما در اینجا با عنوان کردن ۱۱ کلید اصلى در مدیریت زمان سعى داریم که شما را بلافاصله به هدف نهایى خود که همان از دست ندادن زمان و مدیریت صحیح وقت است هدایت کنیم. پس با ما همراه شوید.
۱- مدیریت زمان دانش شخصى است
همان گونه که شبانه روز مقدار مشخص و ثابتى از زمان را به خود اختصاص مى دهد و هیچ گاه کمتر و یا بیشتر از ۲۴ ساعت نخواهد شد و این اصل را ما در زندگى خود پذیرفته ایم باید این نکته را نیز بپذیریم که این ما هستیم که باید زمان خود را تنظیم کنیم. ما هرگز نمى توانیم این ۲۴ ساعت را افزایش و یا کاهش دهیم اما با برنامه ریزى صحیح مى توانیم بهره خود از این زمان معین را بیشتر کنیم.
۲- نشتى هاى زمان را بیابید
همواره به دنبال نشتى هاى زمان باشید و ببینید که زمان شما در کجاها بیشتر هدر مى رود و پس از یافتن این زمان ها سعى در کنترل آن داشته باشید و سعى در اختصاص آن براى کارهاى گوناگون داشته باشید.
۳- به دنبال اهدافى از مدیریت زمان باشید
اولین گام در مدیریت زمان حذف کردن اوقاتى است که به صورت بى رویه هدر مى رود. اگر شما موفق به حذف این زمان ها شدید بدانید که اولین گام را در این راه برداشته اید.
۴- الگوبردارى از طرح مدیریت زمان
همواره سعى در الگوبردارى از یک برنامه مدیریت زمان داشته باشید و در طرح الگوبردارى شده اهداف و اولویت هاى خود را بنویسید و آنها را مرتب کنید و سپس اولویت هاى غیرضرورى را حذف کنید و سپس اهداف بلندمدت و میان مدت خود را نیز شناسایى کرده و سعى در به انجام رساندن آن داشته باشید. این اهداف تعیین شده باید دست یافتنى و در عین حال آرمانى باشد تا سبب تحریک شما براى تلاش و کوشش شود و این نکته را فراموش نکنید که هیچ گاه سعى در کپى بردارى از سایر طرح ها نداشته باشید.
۵- استفاده از ابزارهاى کمکى در مدیریت زمان
همواره سعى در استفاده از تکنولوژى هاى روز در زمینه برنامه ریزى براى مدیریت زمان خود داشته باشید. استفاده از نرم افزارهاى رایانه اى و نیز امکانات گوشى هاى همراه از این نکات است. به عنوان نمونه آیا شما تا به حال از reminder تلفن همراه خود استفاده کرده اید؟
۶- اولویت بندى
به صورت روزانه و هفتگى کارهاى خود را اولویت بندى کنید تا در زمان شما صرفه جویى شود.
۷- استفاده از تفویض اختیار
از اصل تفویض اختیار در کارهاى غیرضرورى همواره استفاده کنید و هیچ گاه سعى در تک روى در انجام امور نداشته باشید و بدانید همواره کسانى هستند که توانایى انجام صحیح کارهاى مورد نظر شما را دارا مى باشند. پس بعضى از کارها را بر عهده آنها گذاشته و خودتان را مشغول امور کم اهمیت نکرده و صرفاً به امور کلیدى بپردازید.
۸- از انجام کارهاى تکرارى بپرهیزید
سعى در انجام امور تکرارى نداشته باشید و سعى کنید کارهاى تکرارى را مانند کارهاى کم اهمیت به دیگران واگذار کنید.
۹- تعیین محدوده زمانى
براى کارهاى زمان بر یک حداکثر زمان را در نظر گرفته و پس از پایان زمان تعیین شده کار مورد نظر را تعطیل کرده و به هیچ وجه دیگر به آن نپردازید و ادامه کار را به روز آینده و زمان تعیین شده بعدى موکول کنید.
۱۰- سازماندهى سیستم ها
در انجام امور روزانه از سیستم هاى موجود و کارا استفاده کنید و سعى در تغییر سیستم ها از سیستم هاى سنتى به سیستم هاى جدید داشته باشید، هرگز از یک سیستم قدیمى به دلیل عادت کردن به آن حمایت نکرده و همواره به دنبال سیستم هاى جدید و بهره ور باشید و براى انجام کارهاى خود حتماً از یک الگوریتم استفاده کنید. یعنى مراحل انجام کار را در لحظات بیکارى پیش خود مرور کرده و سعى کنید حالات نفى سیستم را نیز پیش بینى کرده و از قبل براى آن راه حلى بیندیشید و نه در موقع بروز این گونه از عوامل.
۱۱- از انتظار بیهوده بپرهیزید
همواره در جلسات و قرار ملاقات ها به موقع حاضر شوید و از دیگران نیز چنین انتظارى داشته باشید و مطمئن باشید که وقت اضافى براى هدر دادن ندارید و در صورت هدر رفتن این گونه از وقت ها دیگر قابل جایگزینى نیستند و در انتها هیچ گاه فراموش نکنید که زمان ارزشمندترین سرمایه براى هر فرد، گروه و سازمان است که با دیگر سرمایه ها به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست، این سرمایه غیرقابل خریدارى و نیز غیرقابل تولید است. پس باید به خوبى از آن مراقبت و محافظت به عمل آورد.

   + محمد معینی ; ٥:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

رمز وکلید شاد زیستن

انسان قدرت و توانائی آن را دارد که نومیدی را به امید، و شکست را به پیروزی و اشک را به خنده تبدیل سازد مشروط به آنکه به زندگی و شگفتیهای آن، به لذت ها، ناامیدی ها، تلاش ها، رنجها، و دردها (بله) و جواب مثبت دهیم.
اگر بکوشیم کلماتی از قبیل: بله، امکان دارد، همیشه، امیدوارم، می توانم، را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادیها خواهیم بود. ما قدرت آن را داریم که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آنها را برای خود خلق کنیم. فقط کافیست تصمیم به تغییر بگیریم. اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد.

شاد زندگی کردن به چه معناست؟

انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هیچگاه داشتن پول و اموال نشانه خوشبختی و بی نوائی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان باید شادترین و فقرا بدبخت ترین افراد باشند. در حالیکه همیشه چنین نیست. تمام شورها، شوق ها و لذایذ بهشت زندگی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت. خود را به این بهشت می رسانند. بهشت در نزدیکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی می شود که دلشان ناب و بی غش باشد. وقتی احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می رسند. جهان بازتاب و عکس العمل رفتار خود ماست. وقتی از خودمان بیزاریم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می ورزیم، تمام جهان در نظرمان دوست داشتنی است.
پس بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم. با خود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم. بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهترین چیزی را که می توانیم بسازیم «شادی» است.
آبراهام لینکلن گفته:
(اغلب مردم تقریبا به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند) و به گفته روانشناسی دیگر: (قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید. بعد وارد آن شوید) شیوه های بدست آوردن احساس شادی در زندگی:
1- در حال زندگی کنیم: غبار گذشته را از شانه هایمان فرو ریزیم. هر اندازه در تیرگی گذشته قدم برداریم از نور و درخشش آینده دور خواهیم شد. فرو ماندن در گذشته، فرو ماندن در سیاهی و تاریکی و ظلمت است.
«کلید شادی و خوشحالی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است.»
در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی کند. بلکه، باید از گذشته و ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمال حال پی ریزی کرد، تا آینده ای روشن پیش روی داشته باشیم.
2- بخشندگی داشته باشیم: وقتی از بخشش دیگران امتناع می کنیم در واقع این ما هستیم که رنج می بریم در بیشتر اوقات فرد «مقصر» خبر ندارد که در سر ما چه می گذرد. در حالی که ما خویش را در کانون رنج های روانی قرار داده ایم.
وقتی راه بخشش را برمی گزینیم، وقتی تغییر می کنیم، دیگران هم تغییر می کنند، وقتی نگرش خود را نسبت به دیگران عوض می کنیم آنها هم شروع به تغییر رفتار خود می کنند.
3- تفکر مثبت داشته باشیم: تفکر مثبت سازنده است و تفکر منفی مخرب، زیرا دارندگان تفکر مثبت تنها به آنچه مطلوب آنهاست فکر می کنند و آنگاه الزاما به سوی این اهداف کشیده می شوند، همیشه به آنچه می خواهید فکر کنید.
4- ناامید و مایوس نشویم: در مسیر زندگی امید خود را از دست ندهیم و مایوس نباشیم. هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته ایم، آخرین راه است، پیوسته به دنبال راههای دیگر باشیم چرا که: «عاقبت جوینده یابنده بود»
5- با خودمان صادق و رو راست باشیم: صادق نبودن با خود، آسیب رسانتر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خود رو راست نبوده ایم بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم.
و سخن دیگر اینکه هنگام روبرو شدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش نمائیم شادی از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت نمائیم.
در این رابطه توصیه هایی ضرورت دارد:
- فکر کردن غیر از غصه خوردن است، غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمی کند و فایده ای ندارد. در حالیکه بر اثر فکر کردن راههایی برای رفع نگرانیها پیدا می شود.
- هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی ماند. پس برای رفع یا فراموشی مشکل پیشقدم شویم.
- غم و افسردگی مسری است وقتی قیافه ما اندوهناک باشد. دیگران هم افسرده و ناراحت می شوند. وقتی شاد باشیم چهره دیگران شاد می شود.
- گذشته هرگز مساوی آینده نیست. هر چند که با ناملایمات روبرو شده ایم. می توانیم فکر کنیم که دوران بدبختی به پایان رسیده و خوشبختی از فردا شروع می شود.
راز شاد زیستن، انجام دادن آنچه دوست داریم نیست، دوست داشتن آن چیزی است که انجام می دهیم.
(زندگی شادی نیست هنر شاد زیستن است.)
گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز، به شادمانی گذرد

   + محمد معینی ; ٥:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

برای تبدیل شدن یک انسان معمولی به یک انسان متعالی

             برای تبدیل شدن یک انسان معمولی به یک انسان متعالی

به نظر شما انسان سالم چه ویژگی‌هایی دارد؟ فردی که افسردگی، وسواس فکری، توهم و اختلال روانی ندارد و بیمار نیست، سالم است؟
گاهی ممکن است فرد بیماری خاصی نداشته باشد و زندگی او کاملا معمولی باشد اما از زندگی‌اش راضی نباشد، قدرت نفوذ نداشته باشد و خلاصه اینکه انسان کاملی نباشد. روان‌شناسان برای تبدیل شدن یک انسان معمولی به یک انسان متعالی چه ویژگی‌هایی را لازم می‌دانند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها پای صحبت‌های یک روان‌شناس نشسته‌ایم. صحبت‌های دکتر جمشید افشنگ - روان‌شناس، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران - را در این باره بخوانید.

چند سؤال اساسی

شما شرایط، همسر و فرزندانتان را آن‌چنان که هستند می‌بینید یا آن‌چنان که دوست دارید؟ امکانات و عدم امکانات را می‌شناسید؟ خودتان را به‌عنوان یک واقعیت آن‌طور که هستید می‌بینید؟ توانایی‌هایتان را دست کم می‌گیرید؟ کلماتی مانند نمی‌توانم، نمی‌شود و از من برنمی‌آید را به زبان می‌آورید؟ یا دچار خودشیفتگی هستید و توانایی‌هایی که ندارید را برای خودتان درنظر می‌گیرید؟ اگر می‌خواهید انسان سالمی باشید، واقعیت‌ها را همان‌طور که هستند بشناسید.
شرایط، دیگران و خودتان را به‌عنوان یک واقعیت بشناسید. دنیای درون خودتان و دیگران را به رسمیت بشناسید و شرایطی فراهم کنید تا دیگران هم دنیای درون شما را درک کنند. بیشتر مشکلاتی که به‌وجود می‌آیند، به خاطر پیش‌داوری‌ها، قضاوت‌ها و کلیشه‌های فکری اشتباه است. چشم شما اشتباه نمی‌بیند، گوش شما اشتباه نمی‌شنود اما داوری‌ها اشتباه است و کلیشه‌های فکری موجب می‌شود درک درستی از واقعیت نداشته باشید. لازم نیست درباره آنچه که می‌بینید و می‌شنوید قضاوت کنید، کافی است فقط بیننده و شنونده خوبی باشید. خوب ببینید و خوب بشنوید بدون اینکه کلیشه‌های فکری گذشته‌تان را دخالت دهید.

• پذیرش

چرا جواب من را آن‌طوری داد؟ چرا دروغ گفت؟ چرا با من این‌طوری رفتار کرد؟ دکتر افشنگ در این باره می‌گوید: خدا این هیاهو را دوست دارد، این تفاوت‌ها را دوست دارد وگرنه همه را کامل و شبیه هم می‌آفرید. نخواه دنیا را عوض کنی، این دست تو نیست، مسئولیت رفتار و برخوردهای دیگران با تو نیست. پس تو چرا حرص می‌خوری؟ از محیط، شرایط و اطرافیان انتظار نداشته باش آن‌طوری باشند که تو دوست داری. پدر، مادر، خواهر، برادر، خاله، عمه، عمو، همسر و فرزندت را همان‌طور که هستند بپذیر. خودت را هم همان‌طور که هستی بپذیر. توانایی‌ها و نقاط قوت و ضعف و ناتوانی‌هایت را بشناس.
به خودت بگو قبول دارم یک کمی حسودم، بگی نگی اعتماد به نفسم کم است و گاهی عقده حقارت دارم اما می‌خواهم پیشرفت کنم. همین پذیرش موجب می‌شود به آرامش برسی و روحت آرام بگیرد. احساس امنیت و آرامش، انرژی، توانایی و قدرت لازم برای رسیدن به هدف را تامین می‌کند.پذیرفتن با قبول داشتن تفاوت دارد.
اینکه شما واقعیتی را بپذیرید، به این معنا نیست که حتما آن را قبول دارید. لازم نیست تمام شرایط، اطرافیان و رفتارهای آنها را قبول داشته باشید؛ کافی است آنها را همان‌طور که هستند بپذیرید. جایگاه و نقش خودتان را بشناسید و با استفاده از توانایی‌ها و انرژی‌های خدادادی‌تان تلاش کنید به هدفتان برسید. از خودتان و شرایط توقع غیرواقعی نداشته باشید و انتظار نداشته باشید همه‌چیز مطابق میل شما باشد. قبول کنید که زندگی در کنار شادی و موفقیت و خوشی، رنج، درد، ناکامی و شکست هم دارد. اجازه ندهید این رنج‌ها و ناکامی‌ها شما را از پا دربیاورد و بیمار و افسرده‌تان کند.

• خود پیروی

اگر این کار را انجام بدهم، دیگران چه فکر می‌کنند؟ اگر قبول کنم که با او ازدواج کنم، دیگران چه خواهند گفت؟ این سؤال‌ها خیلی مخرب و بازدارنده‌اند. ارزش‌ها و اهداف زندگی‌تان را خودتان انتخاب کنید و به همان ارزش‌ها پایبند باشید و طبق آنها عمل کنید. بسیاری از مواقع افراد به‌صورت مردم‌پسند عمل می‌کنند. بیشتر افراد به خاطر مهرطلبی طوری رفتار می‌کنند که دیگران رفتار آنها را تایید کنند. انسان سالم به خاطر نظر، القائات و انتظارات دیگران زندگی نمی‌کند و فردیت و هویت خودش را فراموش نمی‌کند.
انتقاد و تعریف و تمجید دیگران اعتماد به نفس او را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. انسان سالم می‌خواهد خودش باشد و دیگران هم اگر می‌خواهند او را دوست داشته باشند، باید او را همان‌طور که هست، دوست داشته باشند. او به خاطر جلب توجه و تایید و علاقه دیگران ارزش‌هایش را زیر پا نمی‌گذارد و به چیزی که نیست تظاهر نمی‌کند. افرادی که برخلاف ارزش‌های‌شان عمل می‌کنند و شخصیتی از خودشان به نمایش می‌گذارند که خود واقعی‌شان نیست، شاید تایید و احترام دیگران را جلب کنند اما احساس خوشبختی نمی‌کنند چون می‌دانند دیگران واقعا آنها را تایید نمی‌کنند بلکه تمام تاییدها، تشویق‌ها و احترام‌ها به شخصیت غیرواقعی‌ای که ساخته‌اند تعلق دارد نه خود واقعی‌شان.

تصمیم‌گیرنده‌بودن

• چرا با او ازدواج کردی؟
- آخر خاله جانم گفت معتاد نیست، دست بزن ندارد و پسر خوبی است.
• - یعنی خودت نمی‌دانستی چه می‌خواهی؟ معیار خاصی برای انتخاب همسر نداشتی؟
ها، یعنی اشتباه کرده‌ام!
انسان سالم خودش برای زندگی خودش تصمیم‌گیری می‌کند، خودش انتخاب می‌کند و مسئولیت انتخاب‌ها و تصمیمات‌اش را به‌عهده می‌گیرد.

مسئول بودن

بعضی‌ها از همسرشان توقع دارند که آنها را خوشبخت کند و آنها را به تمام خواسته هایشان برساند. بعضی‌ها هم از پدر و مادر، خانواده، اقوام و دوستان‌شان انتظار دارند آنها را به اهدافشان برسانند یا اینکه انتظار دارند دیگران شرایط را برای موفقیت آنها فراهم کنند. این نکته را فراموش نکنید که هیچ‌کس و هیچ‌چیز به زندگی معنا نمی‌دهد مگر خودتان. انسان سالم خودش را مسئول خواست‌ها، نیازها، انگیزه‌ها، امیال و آرزوهایش می‌داند و از دیگران توقع ندارد که او را به اهداف و آرزوهایش برسانند. او نسبت به هدف و انگیزه و خواسته‌هایی که دارد متعهد است و تلاش می‌کند به آنها دست پیدا کند.

هدفمند بودن

اگر از بعضی‌ها بپرسید هدفتان از زندگی چیست، پاسخی برای این پرسش ندارند و خودشان هم اهداف زندگی‌شان را به خوبی نمی‌دانند. انسان سالم هدف زندگی‌اش را می‌شناسد. او می‌داند که حق انتخاب دارد و اهدافش را خودش انتخاب می‌کند، با انگیزه تلاش می‌کند به اهدافش دست پیدا کند و موفق شود اما وابسته به نتیجه کار نیست. نرسیدن به هدف، اعتماد به نفس او را کم نمی‌کند و موجب نمی‌شود افسرده و ناامید شود و دست از تلاش بردارد.

   + محمد معینی ; ٥:۱۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()

از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟

از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟

سالها فکر من ایناست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم ؟

از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟
به کجا می روم آخر ؟ ننمایی وطنم.

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
با چه بود است مراد وی از این ساختم.

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی از بدنم ساخته ام

   + محمد معینی ; ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()